خرید بک لینک

در آینه به تو صبح بخیر می گویم

و روز آغاز می شود !

و در کوچه سلام عابرانی را پاسخ می دهم

که مرا به جای تو می گیرند!

رد باد را می گیرم و می روم فقط به اعتبار قبله نمای قلبم

و هزار بوسه بر گریبانی می زنم

که عطر گریخته ماندگار تو را دارد

انگار نه انگار که رفته ای

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

تموم دنیا مال تو . . ترانه سرا نسرین بهجتی . . آهنگساز و خواننده سیمین غانمتموم دنیا مال توگوشه ای از اون قلب مهربونت برای منتموم روزها مال تودمدمه های غروب یاد منشالیزارا . . سبزه زارا . . همه گلزارا

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

که نیازم به آفتاب نگاهت بود

به هر سو که می چرخیدی

می چرخیدم و می چرخیدم

و من عاشق ترین

بی برواترین تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

از خود می مُردم

و در قلب تو که به فراخنای هستی است

ذره ذره جای می گرفتم

و جای می گرفتم

و من عاشق ترین . . بی برواترین . .

تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم

که یک نگاهت را به عالمی نفروختم

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

خودم را تکه تکه کردمیک تکه درون واگنی به شرق می رفتکه شاید ترا فراموش کندیک تکه با تو میان یک شب خوش زمستانمی خندید و می رقصید و ترا می نوشید و زنده می شدیک تکه درون اتوبوسی که به غرب می رفتشاید ترا

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

دمم را کسی می کشد

یالم را کسی می کند

به پایم نعل نامیزان می بندند

برگرده ام هزار بار سنگین می گذارند

و به روی تیغستان تشنه لب مرا می دوانند

و می گویند تکرار کن

اسب حیوان نجیبی است

نه...نه ...نه ....

من این بازی را قبول ندارم

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

من ترا سخاوتمندانه به کسی هدیه می دهمکه از من عاشقتر باشدو از من برای تو مهربانترمن ترا به کسی هدیه می دهمکه صدای ترا از هزار فرسخ راه دوردر خشم ... در مهربانی ... در دلتنگیدر هزار همهمه دنیا ...یکه و

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

ما در کنار جاده بی برگشتیدل شکسته نشسته بودیمهوا سبز بود ... دری باز نشدزرد شد ... دری باز نشدسپید شد و ما سردمان شد !فریاد زدیم ای هم تباراندر را باز کنیددرها همه بسته !پشت درها همه نگاهها سرد و خست

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

روز می نویسم

شب موشی نوشته هایم را می جود

ای شاه پرک ها..... به دادم برسید

ای بادهای مساعد ... به دادم برسید

نوشته هایم را تا شب نشده

به سرزمینی ببرید

آن هنگام که سپیدارهای بلند را قطع می کنند

یک به یک مردمانش با صدای تبر می گریند

سرزمینی که مردمانش معنای کلش را خوب می دانند .

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

جایی خواندم پرنده ای که به روی شاخه درخت نشستههیچوقت نگران شکستن شاخه و سقوط نیستزیرا او به شاخه اعتماد نکرده بلکه به بال و پرش خودش اعتماد دارد آن روز فهمیدم زنی که قوی است ...زنی که اعتماد بنفس دار

برچسب: نویسنده: نرگس زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 12:26

صفحه بندی