در آینه به تو صبح بخیر می گویم
و روز آغاز می شود !
و در کوچه سلام عابرانی را پاسخ می دهم
که مرا به جای تو می گیرند!
رد باد را می گیرم و می روم فقط به اعتبار قبله نمای قلبم
و هزار بوسه بر گریبانی می زنم
که عطر گریخته ماندگار تو را دارد
انگار نه انگار که رفته ای
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
من عاشق ترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم
که نیازم به آفتاب نگاهت بود
به هر سو که می چرخیدی
می چرخیدم و می چرخیدم
و من عاشق ترین
بی برواترین تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم
از خود می مُردم
و در قلب تو که به فراخنای هستی است
ذره ذره جای می گرفتم
و جای می گرفتم
و من عاشق ترین . . بی برواترین . .
تنهاترین آفتابگردان مزرعه ی عشق بودم
که یک نگاهت را به عالمی نفروختم
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
دمم را کسی می کشد
یالم را کسی می کند
به پایم نعل نامیزان می بندند
برگرده ام هزار بار سنگین می گذارند
و به روی تیغستان تشنه لب مرا می دوانند
و می گویند تکرار کن
اسب حیوان نجیبی است
نه...نه ...نه ....
من این بازی را قبول ندارم
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
روز می نویسم
شب موشی نوشته هایم را می جود
ای شاه پرک ها..... به دادم برسید
ای بادهای مساعد ... به دادم برسید
نوشته هایم را تا شب نشده
به سرزمینی ببرید
آن هنگام که سپیدارهای بلند را قطع می کنند
یک به یک مردمانش با صدای تبر می گریند
سرزمینی که مردمانش معنای کلش را خوب می دانند .
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نرگس زارعینیا